امروز ۲۹اسفند هستش و دو ساعتی هست که ازش جدا شدم
اون وکلی خوراکی برامون اورد به همراه موبایلم .. بیشتر از اینا از اینکه اومد خونمون و صفا و محبتی ک کنار خانواده داشت خوشحالم کردی واقعا هیچ چیز مثل محبت نمیشه ...
این متن جا مونده بود امروز دیدمش و گفتم بزارمش تو وبلاگ نکته جالبش اینه که اون موقع ما با هم عقد نبودیم و خیلی حضور مسعود برای اولین بار توی خونه حس خوبی بهم میداد اما الان خیلی وقته که به راحتی میتونه بیاد البته هنوزم برام تازگی داره و قبل از اومدن و حتی اون لحظه ای که خونست برام جدیده