کانال زنگ کتاب - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 5:56
دیشب کتاب دیگری رو تموم کردم کتاب نامه های عاشقانه یک پیامبر نوشته جبران خلیل جبران ، همیشه دوست داشتم این کتاب رو بخونم هم از اسم نویسنده خوشم می اومد هم از اسم کتاب واقعا زیبا بود، خصوصا که تونستم به کمک کانال زنگ کتاب این کتاب رو هم رایگان و هم به سرعت بخونم ، درسته که خوندن یک کتاب و ورق زدن اون
dark day - تاریخ: 1395/11/30 ساعت: 0:03
پریشب ازخونه آجی برگشتیم .. خوش برگشتیم ... تو جاده لحضات قشنگی رو حس کردمدیشب تو خونه دسته جمعی رقصیدیم کردی ، لری ، عربی ... اونم دسته جمعی خیلی خیلی زیبا بود واسه اولین بار بود که میدم هر چهار تای ما مثل خیلی خیلی دورا که با هم چهار تایی نماز خوندیم دور هم جمع شدیم و یه کار و می کنیم ، خیلی قشنگ ...
موضوع پایان نامه - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 22:55
امروز صبح استاد بهم جواب داد و یه پرپوزال نمونه هم برام فرستاد و من با دیدن اون پروپوزال بر آن شدم که موضوع کاریمو عوض کنم امشب زنگ زدم با ایلیا حرف زدم خیلی خوشحالم چون بهم گفت که کمکم میکنه الان هم دو تا مقاله خوب که بنظرم حتمیه پیدا کردم که برای مقاله محوری استفاده کنم بالاخره بعد از دو سال تونست...
دکتری - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 22:55
الان برای اولین بار در کنکور دکترا ثبت نام کردم55500 تومن هم هزینه داشت ، آزمون هم 14 اسفند برگزار میشه 
خونه اجیم - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 22:55
الان هشت روزه که اومدم خونه اجیم یه سری خرید کردیم که زندگی در اینجا رو بهتر کرده   اما کندم و نمی تونم خوب رو تزم کار کنم 
تدوام برنامه - تاریخ: 1395/10/15 ساعت: 22:55
از صب گفتم رو تزم کار میکنم اما نشستم و گوشی ابجیمو چک کردم و الانم دارم موزیک انتخاب میکنم ... 
قابلمه سیاه شده - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:35
قابلمه کوچیکم به واسطه موم بد جور سوخت و بوش کل خوابگاه رو گرفت یه هفته هم توی ظرف شویی موند تا من سیمش بکشم امروز خدمه گفت قابلمه رو بزار روی گاز از روز اولش سفید تر میشه منم همین کار رو کردم خدایش راست گفت خیلی تمیز شد. حتی سیاهیایی که دورش بود  و نزدیک دو سال میخواستم سیم بکشم تا درست بشه  تمیز ش...
عقد عاطی - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:35
عاطفه نامزد کرد رفت اهواز   و سرویس طلا و کفش و لوازم آرایشمم گرفت   حتی بعد از اون به من گفت لباس عقدشم بگیرم   منم اینجا رفتم و لباس عقد گرفتم الان باهاش از سرکار تلفتی حرف زدم   گفت که یه مانتو هم گرفته   مادر شوهرش واقعا بفکرشه و براش همه کار میکنه و از هیچی کم نمیزاره اما میگفت که پسره سادست و ...
لباس عاطی و خونه خدیج - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:35
دیروز صبح رفتم ترمینال و وسایلی که برام گرفتن اعم از عینکم که بیش از یک ماه نداشتم چون در عقد ع و ف جاگذاشته بودم رو گرفتم و لباس عاطفه رو هم براشون ارسال کردم. الان داشتم با عاطی در تلگرام میچتدیم که گفت همه میگن که خیلی قشنگه و بهش خیلی میاد و این خودش بهترین حرفیه که میتونستم بشوم تا خستگی رفتن و...
عقد عاطی به هم خورد - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:35
دست ع و پای ن ضربه میخوره و این میشه بهونه ای که عاطی عقدشو به هم بزنه منم رفتم خونه و پسره رو دیدم     حق با عاطی بود        همون بهتر که از هم جدا شدن      معلوم بود که اونا با هم زندگی نخواهند کرد     امیدوارم هر جفتشون یه کیس مناسب پیدا کننعاطی ازم خواسته بود که برم خونه و اگه نمیخواست نمیرفتم و...
مقاله - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:35
استاد فراهی   برای درس سمینارش  منو مجبور کرد که مقاله بنویسم روزه اولی که اینو بهم گفت  حالم خیلی بد شد  مقاله نوشتن دردسرای خودشو داشت و پیدا کردن همایشی برای ارائه و همینطورشیوه ارائه مقاله به همایش یه داستان دیگه بود که من همیشه ازش میترسیدم و فکرشم نمیکردم بتونم از عهدش بر بیام.   به کمک راهنما...
خونه ندا - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:34
من و عطا و زهرا خونه ندا دعوت بودیم .. ندا از خونشون گفت که عیدی برامون آورده و شیرینی ولی ماکه رفتیم از شیرینی خبری نبود... از اینکارا ندا زیاد میکنه... زهرا هم که هیچ ... اوضاعش خیلی خیطه الان دو ماه و ده روزه که از عروسیشون میگذره اما انگار نه انگار...
اسبابکشی - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:34
عزیزه بالاخره به هدفش رسید و با وامی که گرفته بود یه خونه کرایه کرد منم رفتم پیشش خونش ر
پرید - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:34
یه عالمه نوشتمو نوشتم و مودم قط شد و همش پاک شد ... غمگینم .... منتظری الان داره برام نسکافه درست میکنه ... عصبیم 
15 شهریور - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:34
سخته دلتو بزنی به دریا و بگی بزار این دل هم پر بزنه با خودت میگی بزار یه بار هم که شده بهش گوش بدم دیگه این دلته که میکشدت  نمیدونی کجا نمی دونی چطور فقط پر میزنه و تو میریبعد یه حس سرخوشی بهت دست میده ، مرزی رو برای خودت نمیزاری شروع میکنی به گفتن حرفای خودت، حرفای خود خودت و بعد اونم راحت میشه شرو...
تلاش در زندگی - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 14:34
امروز فیلم وارثان رو که سه چهار روز پیش شروع به دیدنش کردم رو کامل دیدم و خیلی چیزا ازش برداشت کردم، نقش اول زن یه دختر فقیر بود که داشت با مادرش زندگی میکرد. چیزی که خیلی برام جالبه اینه که اون دختر فقط به خودش در زندگیش توجه میکرد. اینکه چه هدفی داره از چی خوشش میاد و چه احساسی داره از همه چیز توی...

برچسب‌های مرتبط

موضوع پایان نامه ارشد معماری | موضوع پایان نامه روانشناسی | موضوع پایان نامه معماری کارشناسی | دکتری 96 | قابلمه سیاه شده | شستن قابلمه سیاه شده | تمیزکردن قابلمه سیاه شده | مقاله isi | مقاله نویسی | خونه نداریم